پيش صاحبنظران ملک سليمان باد است

بلکه آن است سليمان که ز ملک آزاد است

اين که گويند که بر آب نهادست جهان

مشنو ای خواجه که تا درنگری بر باد است

همچو نرگس بگشا چشمو ببين کاندر خاک

چند روی چو گل و قامت چون شمشاد است

دل به اين پيره زن عشوه گر دهر مبند

کاين عروسيست که در عقد بسی داماد است

گر پر از لاله ی سيراب بود دامن کوه

مرو از راه که آن خون دل فرهاد است

/ 2 نظر / 4 بازدید
negar

سلام به منم سر بزن اينم اون يکی وبلاگم www.ghozbit2.blogfa.com

نازنين

سال نو مبارك . چه خبر از ني ني ؟!....... اميدورام سال خوب و شاد همراه با سلامتي و پيروزي دركنار خانواده محترمت داشته باشي . //// زمستان ملال انگيز بگذشت بهاران خنده برلب آشنا کرد ... بيا با هم بهار امسال ثبت كنيم . منتظرم